اصل صلاحیت جهانی چارچوب حقوقی را برای پایان دادن به بیکیفرمانی جنایتهای بینالمللی فراهم کرده است.
اصل صلاحیت جهانی یکی از مهمترین ابزارهای حقوق بینالملل کیفری برای مقابله با بیکیفرمانی مرتکبان جدیترین جنایتهای علیه بشریت است؛ اصل صلاحیت جهانی به دولتها اجازه میدهد بدون نیاز به پیوند سرزمینی، ملیتی یا منافع ملی خاص، مرتکبان برخی جنایتها را تحت تعقیب قرار دهند.
اصل صلاحیت جهانی چیست؟
صلاحیت جهانی (universal jurisdiction) صلاحیت کیفری دولتها برای تعقیب و مجازات مرتکبان برخی جرایم جدی صرفنظر از محل ارتکاب جرم، تابعیت مرتکب، تابعیت قربانی یا هر پیوند دیگری با دولت تعقیبکننده است؛ این اصل بر ماهیت جرم استوار و نه پیوندهای سنتی صلاحیت مانند سرزمینی، شخصی فعال یا منفعل، یا حمایتی استوار است.
اصول پرینستون در مورد صلاحیت جهانی (۲۰۰۱) که توسط گروهی از کارشناسان برجسته تدوین شده است، این تعریف را بهوضوح بیان میکند: صلاحیت جهانی صلاحیت کیفری مبتنی صرفا بر ماهیت جرم است، بدون توجه به محل ارتکاب جرم، تابعیت مرتکب ادعایی یا محکوم، تابعیت قربانی یا هر پیوند دیگری با دولتی که چنین صلاحیتی را اعمال میکند.
کمیته بینالمللی صلیب سرخ نیز صلاحیت جهانی را بهعنوان حق یا تعهد دولتها برای تعقیب مرتکبان نقضهای شدید حقوق بشردوستانه، حتی بدون پیوند سرزمینی یا شخصی، تعریف کرده و آن را بخشی از عرف بینالمللی برای جنایتهای جنگی دانسته است.
صلاحیت جهانی با صلاحیت فراسرزمینی معمولی تفاوت دارد؛ در صلاحیت فراسرزمینی، معمولا پیوندی مانند تابعیت مرتکب یا قربانی وجود دارد، در حالی که صلاحیت جهانی چنین پیوندی را ضروری نمیداند.
۲ رویکرد اصلی در اعمال آن وجود دارد: رویکرد «مجری جهانی» که فعالانه به دنبال تعقیب جنایتها در هر نقطه جهان است، و رویکرد «پناهگاه امن نباشد» که صرفا از تبدیل شدن خاک دولت به پناهگاه مرتکبان جلوگیری میکند.
صلاحیت جهانی برای کدام جرایم و جنایتها تعریف شده است؟
اصل صلاحیت جهانی در حقوق بینالملل عمدتا برای رسیدگی به جرایم و جنایتهایی تعریف شده است که به دلیل شدت فوقالعاده و تهدید ارزشهای بنیادین جامعه بینالمللی، کل بشریت را متاثر میسازند.
براساس اصول پرینستون در مورد صلاحیت جهانی (۲۰۰۱) که یکی از معتبرترین اسناد کارشناسی در این زمینه است، صلاحیت جهانی برای جرایم جدی در حقوق بینالملل شامل دزدی دریایی، بردهداری، جنایتهای جنگی، جنایتهای علیه صلح، جنایتهای علیه بشریت، نسلکشی و شکنجه میشود؛ این فهرست بدون ایجاد محدودیت برای دیگر جرایم تحت حقوق بینالملل است.
در سطح عرف بینالمللی، صلاحیت جهانی برای ۴ جنایت اصلی بینالمللی بهطور گسترده پذیرفته شده است: نسلکشی، جنایت علیه بشریت، جنایت جنگی و در برخی تفاسیر جنایت تجاوز.
جرایم عادی یا حتی بسیاری از جرایم فراملی مانند قاچاق مواد مخدر یا برخی اشکال تروریسم بهطور خودکار مشمول صلاحیت جهانی نمیشوند، مگر آن که در معاهده خاصی پیشبینی شده باشد؛ در عمل، بسیاری از قوانین ملی دولتها صلاحیت جهانی را عمدتا برای جنایت نسلکشی، جنایت علیه بشریت، جنایت جنگی و شکنجه پیشبینی کردهاند و اغلب شرط حضور متهم در خاک خود را نیز لحاظ میکنند.
بدین ترتیب، اصل صلاحیت جهانی ابزاری استثنایی و هدفمند است که برای تضمین پاسخگویی مرتکبان جدیترین جنایتهای علیه بشریت و جلوگیری از بیکیفرمانی طراحی شده است؛ این محدودیت دامنه، هم مشروعیت اصل را حفظ کرده و هم از تبدیل شدن آن به ابزاری سیاسی برای مداخله در امور داخلی دولتها جلوگیری میکند.
- بیشتر بخوانید:
- صلاحیت جهانی و تعقیب جنایتهای جنگی از منظر حقوق بینالملل
- عدالت کیفری در برابر جنایتهای بینالمللی
نحوه اعمال صلاحیت جهانی چکونه است؟
اعمال صلاحیت جهانی فرآیندی چندمرحلهای است که عمدتا از طریق نظام قضایی ملی دولتها انجام میشود و شامل مراحل قانونی، اجرایی و قضایی است.
مرحله قانونگذاری (Legislative Universal Jurisdiction) نخستین گام در این مسیر است و با تصویب قوانین داخلی انجام میشود؛ دولتها باید در قوانین کیفری خود، صلاحیت جهانی را برای جرایم مشخص مانند نسلکشی، جنایت علیه بشریت، جنایت جنگی و شکنجه پیشبینی کنند؛ بدون وجود چنین قانونی در نظام داخلی، دادگاههای ملی معمولا نمیتوانند صلاحیت جهانی را اعمال کنند.
در عمل، بیشتر دولتها شروطی را برای اعمال صلاحیت جهانی تعیین کردهاند؛ آلمان، فرانسه، هلند و سوئیس اعمال صلاحیت را مشروط به حضور فیزیکی متهم در قلمرو خود میدانند؛ این شرط از اعمال صلاحیت غیابی گسترده جلوگیری میکند.
عدم تعقیب در دولت دیگر و رعایت حسننیت و استانداردهای دادرسی عادلانه از دیگر شروط اعمال اصل صلاحیت جهانی هستند.
مراحل اجرایی و قضایی اصل صلاحیت جهانی نیز عبارتند از: تحقیق و جمعآوری ادله، صدور قرار جلب یا کیفرخواست، محاکمه، اجرای اصل «یا استرداد یا محاکمه» (aut dedere aut judicare).
در مجموع، نحوه اعمال صلاحیت جهانی ترکیبی از قانونگذاری داخلی، رعایت شروط عملی، همکاری بینالمللی و تعهد به دادرسی عادلانه است.
اهداف مهم اصل صلاحیت جهانی کدامند؟
اهداف اصلی صلاحیت جهانی را میتوان در چند محور کلیدی خلاصه کرد، اما در صدر همه اهداف مبارزه با بیکیفرمانی قرار دارد؛ هدف بنیادین این اصل اطمینان از این است که مرتکبان جدیترین جنایتها نتوانند با فرار به کشور دیگر از عدالت بگریزند.
هدف دوم، بازدارندگی و پیشگیری است؛ با ایجاد خطر تعقیب در هر نقطه جهان، صلاحیت جهانی به بازدارندگی از ارتکاب این جنایتها کمک میکند؛ محاکمه و مجازات مرتکبان پیام روشنی به دیگران ارسال میکند که هیچ پناهگاهی وجود ندارد.
سومین هدف، حمایت از منافع جامعه بینالمللی است؛ جنایتهای بینالمللی ارزشهای مشترک بشریت را نقض میکنند؛ صلاحیت جهانی بیانگر این است که این جنایتها نهتنها علیه قربانیان مستقیم، بلکه علیه کل جامعه جهانی ارتکاب یافتهاند و هر دولتی در تعقیب آنها ذینفع است.
تکمیل نظام عدالت بینالمللی، هدف چهارم است؛ با توجه به محدودیتهای زمانی، جغرافیایی و صلاحیتی دادگاههای بینالمللی مانند دیوان بینالمللی کیفری ICC، صلاحیت جهانی بهعنوان شبکه ایمنی عمل میکند و نابرابری در دسترسی به عدالت را کاهش میدهد.
گزارشهای سازمان ملل و سازمانهای حقوق بشری تاکید دارند که این اصل ابزاری حیاتی برای قربانیانی است که در سیستم قضایی داخلی خود امکان دادخواهی ندارند.
تقویت حاکمیت قانون و حقوق بشر هدف پنجم اصل صلاحیت جهانی است؛ اعمال صحیح صلاحیت جهانی با رعایت استانداردهای دادرسی عادلانه، استقلال قضایی و حقوق متهم، به تقویت هنجارهای بینالمللی کمک و از تبدیل شدن آن به ابزاری سیاسی جلوگیری میکند.
اصل صلاحیت جهانی؛ ستون حقوق بینالمللی کیفری
اصل صلاحیت جهانی و جنایتهای بینالمللی پیوندی ناگسستنی دارند؛ صلاحیت جهانی ابزاری ضروری برای تضمین پاسخگویی مرتکبان جنایتهایی است که کل بشریت را تهدید میکنند.
اهداف آن شامل پایان دادن به بیکیفرمانی، بازدارندگی، حمایت از ارزشهای مشترک بینالمللی و تکمیل سازوکارهای عدالت کیفری جهانی است.
با وجود چالشهای عملی و سیاسی، این اصل همچنان یکی از ستونهای اصلی حقوق بینالملل کیفری باقی مانده و با توسعه قوانین ملی و همکاری بینالمللی، نقش فزایندهای در تحقق عدالت ایفا میکند.
انتهای پیام/








