آمریکا در حالی خود را مدعی حقوق زنان و کودکان میداند و حتی در همین چارچوب سیاستها و رویکردهای مداخلهجویانه را در قبال دیگر کشورها درپیش میگیرد که نگاهی به آمار قربانیان تجاوزهای نظامی این کشور نشاندهنده آسیبهای جدی به زنان و کودکان است.
از جنگ جهانی دوم تا امروز، آمریکا چندین جنگ ازجمله علیه عراق، افغانستان، ویتنام، سوریه، یمن و بهتازگی ایران را انجام داده است؛ یکی از انتقادهای مکرر سازمانهای حقوق بشری این است که در بسیاری از این درگیریها، زنان و کودکان به شکل نامتناسب آسیب دیدهاند.
این آسیب نه همیشه عمدی، بلکه اغلب نتیجه عدم رعایت دقیق اصول تفکیک، تناسب و احتیاط در حمله است؛ هدف قرار دادن مستقیم یا غیرمستقیم غیرنظامیان بهویژه زنان و کودکان در حملههای نظامی، یکی از جدیترین نقضهای حقوق بشردوستانه بینالمللی (IHL) است؛ این نقضها در موارد متعددی ازجمله تجاوزهای نظامی و حملههای آمریکا به ایران، عراق، افغانستان، … مطرح شده است.
براساس گزارشهای سازمان ملل، دیدهبان حقوق بشر و عفو بینالملل، در جنگهای پس از ۱۱ سپتامبر آمریکا، هزاران زن و کودک غیرنظامی بر اثر حملههای هوایی، پهپادی و عملیات زمینی آمریکا کشته یا مجروح شدهاند.
در تجاوز نظامی اخیر آمریکا به ایران بمباران مدرسه شجره طیبه در میناب نماد بارز این الگو شد.
اصول بنیادین حقوق بینالملل درباره هدف قرار دادن غیرنظامیان چه میگویند؟
اصل تفکیک (Distinction): براساس ماده ۴۸ پروتکل الحاقی اول به کنوانسیونهای ژنو (۱۹۷۷) طرفهای درگیر باید همیشه بین اهداف نظامی و غیرنظامی تمایز قائل شوند؛ حمله مستقیم به غیرنظامیان ممنوع است.
اصل تناسب (Proportionality): براساس ماده ۵۱ (۵) (ب) پروتکل الحاقی اول، آسیب غیرمتناسب به غیرنظامیان نسبت به مزیت نظامی مورد انتظار، ممنوع است.
اصل احتیاط (Precautions in Attack): طبق ماده ۵۷ پروتکل الحاقی اول، باید تمام اقدامهای عملی مانند هشدار قبلی، انتخاب سلاح دقیق، … برای جلوگیری از آسیب به غیرنظامیان انجام شود.
حمله به غیرنظامیان بهعنوان جنایت جنگی: ماده ۸ (۲) (ب) (i) اساسنامه رُم دیوان بینالمللی کیفری ICC تصریح دارد که عمدی حمله به غیرنظامیان جنایت جنگی است.
براساس مواد ۷۶ و ۷۷ پروتکل الحاقی اول و کنوانسیون حقوق کودک، زنان و کودکان بهعنوان گروههای آسیبپذیر، حفاظت ویژه دارند.
بررسیهای حقوقی به چه نتیجهای میرسد؟
پروتکلهای الحاقی به کنوانسیونهای ژنو (۱۹۷۷)، اساسنامه رُم دیوان بینالمللی کیفری، گزارشهای دیدهبان حقوق بشر و عفو بینالملل درباره حملههای آمریکا در غرب آسیا و نظرات کمیته بینالمللی صلیب سرخ در مورد حفاظت از غیرنظامیان تاکید دارند که هرگونه حمله عمدی یا ناشی از بیاحتیاطی به مدرسهها، بیمارستانها یا مناطق مسکونی که منجر به تلفات گسترده غیرنظامیان بهویژه کودکان شود، نقض جدی حقوق بینالملل و در بسیاری موارد جنایت جنگی است.
در عین حال، دولت آمریکا بهعنوان طرف متخاصم، مسئول احتیاط و تناسب است؛ عدم تحقیق شفاف و پاسخگویی مانند مورد میناب خود نقض تعهدات بینالمللی است.
نکته مهم دیگر این است که اگرچه آمریکا عضو دیوان بینالمللی کیفری نیست، اما در موارد خاص مانند افغانستان تحقیقات اولیه انجام شده است.
حقوق زنان و کودکان در جنگ کدامند؟
حقوق بینالملل بشردوستانه (IHL) حفاظت ویژهای برای زنان و کودکان قائل است:
کنوانسیون چهارم ژنو (۱۹۴۹): مواد ۱۴، ۱۶، ۱۷، ۲۴ و ۲۷ این کنوانسیون زنان و کودکان را بهعنوان گروههای آسیبپذیر معرفی میکند که حمله به آنها ممنوع است.
پروتکل الحاقی اول (۱۹۷۷): ماده ۴۸ به اصل تفکیک، ماده ۵۱ به ممنوعیت حمله مستقیم به غیرنظامیان، ماده ۷۶ به حفاظت ویژه از زنان در برابر تجاوز و هرگونه خشونت، ماده ۷۷ به حفاظت از کودکان زیر ۱۵ سال نباید در درگیری شرکت کنند و باید از حمله مصون بمانند، اشاره دارند.
کنوانسیون حقوق کودک (۱۹۸۹): ماده ۳۸ این کنوانسیون تصریح میکند که کودکان نباید هدف قرار گیرند و باید از آثار جنگ مصون بمانند.
اساسنامه رُم دیوان بینالمللی کیفری: براساس ماده ۸ این اساسنامه حمله عمدی به غیرنظامیان، بهویژه کودکان، جنایت جنگی است.
اصل تناسب و احتیاط: براساس ماده ۵۱ (۵) (ب) پروتکل الحاقی اول حتی اگر هدف نظامی وجود داشته باشد، آسیب به غیرنظامیان بهویژه زنان و کودکان نباید بیش از مزیت نظامی مورد انتظار باشد.
- بیشتر بخوانید:
- مدرسه میناب؛ نماد نقض جنایتکارانه حقوق کودکان در جنگهای مدرن
- سکوت مدعیان حقوق زنان در برابر نقضهای مکرر حقوق زنان ایران درپی تجاوز نظامی آمریکا
موارد مستند حمله آمریکا به زنان و کودکان
آمریکا در جنگهای مدرن در موارد متعددی زنان و کودکان را هدف قرار داده است؛ منتقدان و سازمانهایی مانند دیدهبان حقوق بشر، عفو بینالملل و کمیته بینالمللی صلیب سرخ این موارد را نقض حقوق بشردوستانه بینالمللی IHL اعلام کردند؛ این موارد عبارتند از:
الف) عراق (۲۰۰۳–۲۰۱۱):
بمباران بازارها، عروسیها و مناطق مسکونی مانند حادثه حدیثه در سال ۲۰۰۵.
استفاده از سلاحهای خوشهای و اورانیوم ضعیفشده که آسیب بلندمدت به غیرنظامیان بهویژه کودکان وارد کرد.
استفاده آمریکا از فسفر سفید علیه مناطق مسکونی آسیب شدید به کودکان را رقم زد.
بمباران شدید فلوجه به کشتار صدها غیرنظامی منجر شد.
ب) افغانستان (۲۰۰۱–۲۰۲۱):
حملههای هوایی متعدد به مراسم عروسی و روستاها مانند بمباران دهکده در فراه ۲۰۰۹ که سبب کشتار دهها غیرنظامی شد.
گزارشهای متعددی نیز از هدف قرار دادن کودکان در حملههای پهپادی وجود دارد.
بمباران روستاها در هلمند و قندهار نیز به کشته شدن دهها زن و کودک منجر شد.
ج) جنگ ادعایی علیه داعش (۲۰۱۴–۲۰۱۹):
عملیات ادعایی آمریکا علیه گروه تروریستی داعش منجر به تخریب گسترده شهرهایی مانند موصل و رقه شد؛ گزارش سازمان ملل و عفو بینالملل از صدها غیرنظامی ازجمله زنان و کودکان کشتهشده بر اثر بمباران سنگین خبر داد.
د) یمن:
حمایت لجستیکی و تسلیحاتی آمریکا از حملههای ائتلاف به مدرسهها، بیمارستانها و اتوبوسهای کودکان به قتلعامهای گسترده منجر شد که ازجمله آنها حمله به اتوبوس کودکان در صعده ۲۰۱۸ اشاره کرد که بر اثر آن دهها کودک کشته شدند.
ه) جنگ ویتنام (۱۹۶۵–۱۹۷۵):
عملیات Rolling Thunder و My Lai به بمباران گسترده روستاها و کشتار غیرنظامیان منجر شد؛ در کشتار My Lai در سال ۱۹۶۸ بیش از ۵۰۰ غیرنظامی، عمدتا زنان و کودکان، قتلعام شدند.
استفاده از ناپالم و عامل نارنجی: استفاده از این مواد باعث نقص مادرزادی و مرگ هزاران کودک شد.
و) جنگ اول خلیج فارس (۱۹۹۱):
بمباران پناهگاه امیریه بغداد: صدها غیرنظامی عمدتا زنان و کودکان کشته شدند؛ آمریکا ادعا کرد هدف نظامی بود، اما گزارشها نشان داد غیرنظامیان بودند.
حمله آمریکا به زنان و کودکان در جریان تجاوز ۲۰۲۶ به ایران
در جریان تجاوز نظامی آمریکا به ایران در سال ۲۰۲۶ موارد متعددی از هدف قرار گرفتن مستقیم یا غیرمستقیم غیرنظامیان، بهویژه زنان و کودکان، ثبت شد که یکی از بارزترین آنها بمباران مدرسه در میناب بود.
در نخستین ساعات تجاوز نظامی آمریکا به ایران در ۹ اسفند ۱۴۰۴، موشکهای آمریکایی به مدرسه ابتدایی دخترانه شجره طیبه در شهر میناب استان هرمزگان اصابت کردند.
این حمله منجر به شهادت ۱۶۸ نفر عمدتا کودک شد؛ در میان شهدای این جنایت یک مادر و نوزاد متولد نشدهاش هم وجود دارند.
در بررسی حقوقی این حمله باید تصریح کرد که مدرسه یک هدف کاملا غیرنظامی است و هیچ توجیه نظامی معتبری برای حمله به آن وجود نداشته است.
حتی با وجود ادعای آمریکا درباره اطلاعات قدیمی در شناسایی هدف، عدم انجام اقدامهای احتیاطی کافی و عدم رعایت اصل تناسب، این اقدام را به نقض جدی حقوق بشردوستانه بینالمللی تبدیل میکند.
در عین حال، طبق ماده ۷۷ پروتکل الحاقی اول و کنوانسیون حقوق کودک، کودکان از حفاظت ویژه برخوردارند و حمله به آنها جنایت جنگی محسوب میشود.
موارد دیگری از هدفگیری غیرنظامیان در تجاوز نظامی آمریکا به ایران وجود دارند که در زیر به بخشی از آنها اشاره شده است:
آسیب به بیمارستانها و مراکز درمانی در چندین شهر که زنان باردار و کودکان بیشترین آسیب را دیدند، بمباران مناطق مسکونی در تهران، اصفهان و شیراز که منجر به شهادت دهها زن و کودک شد، گزارشهای اولیه از استفاده از سلاحهای دقیق، اما با اطلاعات ناکافی که خطر آسیب به غیرنظامیان را افزایش داد، حکایت دارند.
گزارشهای مستقل با رد ادعاهای آمریکا در توجیه این جنایتها، نشاندهنده مواردی ازجمله عدم رعایت احتیاط کافی به دلیل استفاده از هوش مصنوعی و اطلاعات قدیمی، نقض اصل تناسب به معنای آسیب به غیرنظامیان بسیار بیشتر از مزیت نظامی و در مواردی مانند میناب، مدرسه هدف مستقیم یا غیرمستقیم قرار گرفته که جنایت جنگی است، هستند.
سازمان ملل و گزارشگران ویژه حقوق بشر این حملهها را محکوم کرده و خواستار تحقیق مستقل شدند؛ عدم انتشار کامل گزارش تحقیق پنتاگون درباره میناب، انتقادهای گستردهای را به دنبال داشت و آن را نشانهای از عدم پاسخگویی آمریکا دانستند.
در عین حال، طبق اصل مسئولیت دولتی (ILC Articles on State Responsibility)، دولت متخاصم مسئول نقض حقوق بشردوستانه است؛ عدم تحقیق شفاف و پاسخگویی مانند مورد میناب خود نقض تعهدات است.
این حملهها نشان میدهند که حتی در جنگهای مدرن با سلاحهای دقیق، عدم رعایت دقیق اصول تفکیک و احتیاط، زنان و کودکان را به قربانیان اصلی تبدیل کرده است.
هدف قرار دادن زنان و کودکان؛ الگوی تکراری در جنگهای آمریکا
هدف قرار دادن زنان و کودکان در جنگهای آمریکا الگویی تکراری است که ریشه در عدم رعایت دقیق اصول حقوق بشردوستانه بین المللی دارد.
این اقدامها نهتنها نقض حقوق بشر، بلکه پردهبرداری بیشتر از ادعاهای حقوق بشری آمریکاست.
تناقض ادعاهای آمریکا در دفاع از حقوق زنان و کودکان با عملکرد نظامی آن
یکی از بارزترین تناقضهای سیاست خارجی آمریکا، ادعای همیشگی آن در دفاع از حقوق زنان و کودکان در سطح جهانی در مقابل واقعیت تلخ هدفگیری یا بیتوجهی به جان آنها در جنگهای نظامی است.
ادعاهای آمریکا در زمینه حقوق زنان و کودکان قابل توجه هستند؛ آمریکا خود را پیشرو حقوق زنان دانسته و بر مبنای همین ادعاها در امور داخلی دیگر کشورها دخالت میکند؛ آمریکا در حالی که هنوز به کنوانسیون حقوق کودک نپیوسته، خود را مدعی حقوق کودک معرفی میکند.
از سوی دیگر در گزارشهای سالانه وزارت خارجه آمریکا، نقض حقوق زنان و کودکان توسط کشورهای دیگر بهشدت محکوم میشود و آمریکا در میانه جنگهای اخیر، بارها از حفاظت از غیرنظامیان و جنگ انسانی سخن گفته است.
با وجود این واقعیت در میدان جنگ به نحو دیگری پیش میرود؛ بهعنوان نمونه، در تجاوز نظامی آمریکا به ایران در سال ۲۰۲۶ بمباران مدرسه دخترانه میناب بهعنوان مشتی از خروار نقض حقوق زنان و کودکان ایرانی در جریان این تجاوز رخ داد.
این تناقض مصداق استفاده ابزاری از حقوق بشر است؛ از منظر حقوق بینالملل، ادعای دفاع از حقوق بشر نمیتواند مجوز نقض همان حقوق در جنگ را ایجاد کند.
این ریاکاری باعث شده است بسیاری از کشورها و سازمانهای حقوق بشری، سیاست آمریکا را دوگانه دانسته و تاکید داشته باشند که آمریکا نمیتواند مدعی حمایت از حقوق زنان و کودکان باشد، اما در جنگها آنها را قربانی کند.
انتهای پیام/










