تعداد انگشتشمار تحقیقات رژیم صهیونیستی در مورد قتلعامهای مهم در غزه، پوششی برای پنهانکاری است.
ماه گذشته، ارتش رژیم صهیونیستی نتایج بررسیهای اولیه خود را درباره ۵ حادثه مهم که در جریان کارزار کشتار و تخریب جمعی در غزه رخ داده است، اعلام کرد؛ ارتش رژیم صهیونیستی تصمیم گرفت که تحقیقات جنایی را در مورد کشتار هند رجب، ۶ نفر از بستگانش و ۲ امدادگر هلال احمر فلسطین در ژانویه ۲۰۲۴ و همچنین در مورد کشتار ۱۵ امدادگر پزشکی و امدادی در تل السلطان در مارس ۲۰۲۵ آغاز کند.
ارتش رژیم صهیونیستی در ۳ مورد دیگر، ادعا کرد که هیچ مبنایی برای آغاز تحقیقات جنایی وجود ندارد: کشتار ۷ کارمند آشپزخانه مرکزی جهانی در آوریل ۲۰۲۴، حمله به کاروان پزشکان بدون مرز (MSF) در نوامبر ۲۰۲۳ و حمله به ساختمان پزشکان بدون مرز در فوریه ۲۰۲۴.
به گزارش +۹۷۲، این اعلامیه ممکن است نشانهای از تمایل رژیم صهیونیستی برای تحقیق در مورد جنایتهای مشکوک ارتکابی در غزه به نظر برسد، اما بررسی سازوکار اجرای قانون نظامی رژیم صهیونیستی، چیز بسیار متفاوتی را نشان میدهد: چنین اعلامیههایی بهعنوان یک نمایش تبلیغاتی با هدف حفظ ظاهر پاسخگویی به جای ارائه آن عمل میکنند و با جلب توجه به تعداد انگشتشماری از موارد استثنایی، ارتش رژیم صهیونیستی توجه را از تعداد زیادی از قتلها و جنایتهای جنگی مشکوک که هرگز مورد بررسی یا تحقیق قرار نگرفتهاند، منحرف میکند.
این نمایش تبلیغاتی اهمیت دارد، زیرا رژیم صهیونیستی طبق قوانین بینالمللی موظف به تحقیق در مورد جنایتهای جنگی مشکوک است و عدم انجام تحقیقات واقعی ممکن است خود نقض قوانین بینالمللی محسوب شود؛ در واقع، دفاع اصلی رژیم صهیونیستی در برابر دادرسیهای کیفری بینالمللی همین این است که سیستم حقوقی داخلی آن مایل و قادر به رسیدگی به تخلفات ادعایی است.
این رژیم با استناد به آنچه فرآیندهای داخلی برای بررسی، تحقیق و دادرسی تحت سیستم حقوقی ملی خود مینامد، به اصل تکمیلی بودن استناد کرده تا استدلال کند که دیوان بینالمللی کیفری (ICC) نباید دخالت کند؛ به عبارت دیگر، وجود یک سیستم تحقیقاتی به ظاهر کارآمد، به محافظت از رژیم صهیونیستی و مقامهای آن در برابر پیگرد قانونی بینالمللی کمک میکند.
آخرین تصمیمها بر اساس بررسیهای انجامشده توسط سازوکار ارزیابی حقیقتیاب ستاد کل (FFAM)، یک نهاد نظامی داخلی که در سال ۲۰۱۴ در بحبوحه انتقاد جهانی از نحوه برخورد رژیم صهیونیستی با موارد مشکوک به نقض قوانین بینالمللی تاسیس شد، گرفته شده است؛ این سازوکار تا حدی برای انطباق سیستم تحقیقاتی رژیم صهیونیستی با استانداردهای حقوقی بینالمللی در نظر گرفته شده بود.
نهاد یادشده ارزیابیهای اولیه از حوادثی را انجام میدهد که سوءظن به جنایتهای جنگی را ایجاد میکند و به دادستان کل ارتش (MAG) در مورد اینکه آیا تحقیقات جنایی را آغاز کند یا خیر، مشاوره میدهد؛ بیشتر مواردی که ارتش تشخیص میدهد ممکن است شامل جنایتهای جنگی مشکوک توسط نظامیان صهیونیست در غزه باشد، به FFAM ارجاع داده میشود و آن را به سازوکار اصلی ارتش برای بررسی چنین ادعاهایی تبدیل میکند.
با وجود این، FFAM خود تحقیقات جنایی انجام نمیدهد، وظیفهای که بر عهده بخش تحقیقات جنایی (CID) پلیس نظامی است؛ این واقعیت که FFAM فقط به ارزیابیهای اولیه میپردازد، مرحله دیگری را بین جرم ادعایی و امکان تحقیق در مورد آن ایجاد میکند، دورهای که در طی آن شواهد ممکن است از بین بروند، خاطرات محو شوند و یافتن شاهدان دشوارتر شود.
نظارت بر این سازوکار توسط یش دین، سازمان حقوق بشری، بیش از تقریبا یک دهه پیش از اکتبر ۲۰۲۳ (مهر ۱۴۰۲)، سابقهای از تاخیرهای فوقالعاده و تقریبا عدم پاسخگویی را نشان میدهد؛ از ۶۶۴ حادثه مرتبط با غزه که به FFAM ارجاع داده شده است، فقط ۴۱ مورد (۶ درصد) منجر به تحقیقات جنایی شده است.
در نهایت فقط یکی از آنها منجر به محکومیت شد: یک فرمانده تانک که دستور تیراندازی به یک کشاورز در غزه در سال ۲۰۲۱ را داده بود، فقط به ۳۰ روز کار نظامی معادل خدمات اجتماعی محکوم شد.
طبق گفته ارتش رژیم صهیونیستی، بررسیهای FFAM با هدف ارائه یک ارزیابی اولیه سریع انجام میشود؛ دستورالعملهای خود ارتش یک بازه زمانی اولیه ۳۰ روزه را تعیین کرده است؛ با وجود این، نتایج ۵ پرونده اعلامشده در ماه آگوست، تقریبا بین یک سالونیم تا ۳ سال پس از خود حوادث به دست آمده است.
اگرچه تصمیم اخیر ارتش رژیم صهیونیستی برای آغاز ۲ تحقیقات جنایی توجه عمومی قابل توجهی را به خود جلب کرده، اما این تنها آغاز یک فرآیند دیگر است، فرآیندی که چشمانداز آن ممکن است از قبل به دلیل تاخیر آسیب دیده باشد؛ حتی با فرض تمایل واقعی برای تحقیق، تا زمانی که بازرسان جنایی کار خود را آغاز کنند، ممکن است شواهد از بین رفته باشد و برخی از نظامیان درگیر ممکن است در حال حاضر در دسترس نباشند.
- بیشتر بخوانید:
- گاردین: امدادگران آشپزخانه مرکزی جهانی قربانی تاکتیک اتهامزنی ارتش رژیم صهیونیستی شدند
- بستهشدن پرونده کشتار ۳۵ غیرنظامی توسط رژیم صهیونیستی
این تاخیرها نشاندهنده نحوه عملکرد سیستم حقوقی نظامی رژیم صهیونیستی است که به نفع این رژیم عمل میکند؛ حوادث میتوانند سالها «تحت بررسی» باقی بمانند و به ارتش رژیم صهیونیستی اجازه دهند تا درخواستها برای تحقیقات جنایی را منحرف کند، در حالی که نظارت عمومی کاهش مییابد و چشمانداز تحقیقات موثر بهطور پیوسته کاهش مییابد؛ در حالی که رژیم صهیونیستی میتواند همچنان ادعا کند که جنایتهای جنگی مشکوک در تلاش برای جلوگیری از اقدامهای قانونی بینالمللی در حال بررسی است.
مدیریت اقدامهای ارتش رژیم صهیونیستی در طول حمله فعلی به غزه از همین الگو پیروی میکند، فقط در مقیاسی بسیار بزرگتر؛ بین اکتبر ۲۰۲۳ (مهر ۱۴۰۲) و پایان جولای ۲۰۲۴ (۱۰ مرداد ۱۴۰۳)، دستکم هزار و ۴۵۶ حادثه مرتبط با غزه به FFAM ارجاع داده شد؛ تا آگوست ۲۰۲۶، ارتش رژیم صهیونیستی اعلام کرد که این سازوکار ارزیابیهای حدود ۱۵۰ مورد از آنها را تکمیل و به دادستانی کل ارتش منتقل کرده است؛ این رقم معادل تقریبا ۱۰ درصد است و در مجموع، فقط ۴ حادثه ازجمله ۲ موردی که بهتازگی اعلام شده است، پس از ارزیابی FFAM توسط دادستانی کل ارتش به بخش تحقیقات جنایی پلیس نظامی این رژیم CID ارجاع داده شده است.
برخی از حوادث، مانند غارت یا سوءاستفاده و کشتار بازداشتشدگان، ذاتا سوءظن به جنایتهای جنگی را ایجاد میکنند و بنابراین احتمال ارجاع مستقیم آنها برای تحقیقات جنایی، بدون بررسی قبلی FFAM، بیشتر است؛ براساس اطلاعات موجود، بخش تحقیقات جنایی پلیس نظامی رژیم صهیونیستی از اکتبر ۲۰۲۳ دستکم ۷۲ تحقیق جنایی دیگر مرتبط با حمله رژیم صهیونیستی به غزه را در مورد پروندههایی که ابتدا توسط FFAM بررسی نشده بودند، آغاز کرده که با توجه به تعداد زیاد حوادث در ۳ سال گذشته که میتواند بهطور منطقی سوءظن به جنایتهای جنگی را ایجاد کند، هنوز تعداد بسیار کمی است.
با وجود این، همانطور که سابقه گذشته ارتش رژیم صهیونیستی روشن میکند، آغاز تحقیقات جنایی به خودی خود تضمین کننده پاسخگویی نیست؛ تاکنون فقط ۲ مورد از تحقیقات فوق منجر به محکومیت به جرایم ارتکابی توسط نظامیان صهیونیست علیه فلسطینیها شده است: یکی برای سوءاستفاده از بازداشتشدگان فلسطینی در بازداشتگاه بدنام سدی تیمان و دیگری برای غارت در غزه.
این علیرغم جان باختن نزدیک به ۱۰۰ بازداشتی در بازداشت رژیم صهیونیستی بین اکتبر ۲۰۲۳ و نوامبر ۲۰۲۵ (آبان ۱۴۰۴) و گزارشهای گسترده از غارت توسط نظامیان صهیونیست است که هیچیک از آنها منجر به محکومیت نشده است.
حتی به نظر میرسد که محکومیت یک مورد غارت تا حد زیادی به این دلیل بوده که نظامی صهیونیست سعی کرده پول دزدیدهشده را در بانکی سپردهگذاری کند، جایی که مشخص شد پول تقلبی است و چارهای جز پیگرد قانونی برای ارتش باقی نگذاشته است.
به عبارت ساده، تقریبا ۳ سال پس از آن که رژیم صهیونیستی یکی از مخربترین حملههای نظامی قرن بیستویکم را آغاز کرد، تهاجمی که دهها هزار غیرنظامی فلسطینی را از طریق استفاده نامحدود از زور قربانی کرده و شکایتهای بیشماری درباره جنایتهای جنگی، جنایتهای علیه بشریت و نسلکشی ایجاد کرده است؛ رژیم صهیونیستی به این شناخته شده است که فقط ۲ نظامی را به دلیل آسیب رساندن به فلسطینیها محکوم کرده است.
با وجود تلاشهای رژیم صهیونیستی برای ارائه این موارد نادر بهعنوان مدرکی درباره کارآمدی سازوکارهای پاسخگویی خود، سیستم تحقیقات نظامی در درجه اول برای لاپوشانی تخلفات مشکوک عمل کرده است؛ تجربه گذشته نشان میدهد که تحقیقات جنایی در مورد آسیب به فلسطینیها به ندرت آغاز میشود و حتی وقتی هم آغاز میشود، تقریبا هرگز منجر به پیگرد قانونی نمیشود.
حتی تعداد انگشتشماری از پروندههایی که پیش میروند، تحت فشار سیاسی تسلیم میشوند؛ در مارس ۲۰۲۶، پس از واکنشهای شدید در رژیم صهیونیستی، دادستانی کل این رژیم کیفرخواست علیه ۵ نیروی ذخیره نیروی ۱۰۰ را که به سوءاستفاده شدید از یک بازداشتشده فلسطینی در سدی تیمان متهم شده بودند، پس گرفت.
در یک چرخش طعنهآمیز، این ماجرا تنشی را در استراتژی حقوقی رژیم صهیونیستی آشکار کرد: فشار شدید داخلی برای محافظت از نظامیان در برابر پیگرد قانونی میتواند همان رویههایی را که رژیم صهیونیستی برای استدلال در مورد غیرضروری بودن پیگرد قانونی بینالمللی به آنها متکی است، تضعیف کند.
هدف سیستم اجرای قانون نظامی رژیم صهیونیستی صرفا تصمیمگیری در مورد نقض قانون توسط یک نظامی نیست، بلکه قرار دادن پوششی از قانون بر کشتار و تخریب گسترده در غزه است؛ این سیستم این وظیفه را با تبدیل جرایم مشکوک به بررسیهای طولانی، تحقیقات به بنبست و پاسخگویی به یک کلمه پوچ انجام میدهد.
همچنین تضاد منافع در قلب این سیستم وجود دارد؛ FFAM نهتنها برای بررسی جنایتهای جنگی مشکوک طراحی شده است، بلکه برای استخراج آنچه ارتش «درسهای عملیاتی» مینامد نیز استفاده میشود تا نحوه برنامهریزی و اجرای عملیات نظامی را بهبود بخشد و هنگامی که تحقیقات جنایی را آغاز نمیکند یا پایان نمیدهد، دادستانی کل ارتش رژیم صهیونیستی بهعنوان مشاور حقوقی برای تأیید کشتارهای رژیم صهیونیستی در غزه عمل میکند.
به عبارت دیگر، شاخهای از کابینه رژیم صهیونیستی که استفاده از زور را مجاز و امکانپذیر میکند، همان شاخهای است که تعداد کمی از پیامدهای وحشتناک آن را بررسی میکند؛ علاوه بر این، تمرکز محدود آن بر آنچه ارتش «حوادث استثنایی» مینامد، مسئولیت مقامهای ارشد سیاسی و نظامی ازجمله مقامهای تحت تعقیب دیوان بینالمللی کیفری که دکترین کشتار در غزه را تدوین و تصویب کردهاند، بیشتر مبهم میکند.
آخرین تصمیمها، نقش واقعی این سیستم را یادآوری میکند: برجسته کردن تعداد انگشتشماری از جنایتها برای بررسی قانونی، در حالی که دستگاه بزرگتر کشتار جمعی را از تحقیقات باز میدارد و پوشش قانونی برای اقدامهای جنایتکارانه رژیم صهیونیستی و پردهای از ابهام عمومی فراهم میکند که کابینه و مقامهای آن را از پاسخگویی مصون میدارد.
انتهای پیام/







