خبرنگار تسنیم اقتدار بر آب‌های هرمز و بغض سنگین ۱۶۸ دانش‌آموز شهید میناب را روایت می‌کند.

اجتماعی

گروه اجتماعی خبرگزاری تسنیم، علی اصغر اصولی؛ سفر به جنوب، در روزهایی که هنوز اثر تهدیدات آمریکا از چهره خلیج فارس پاک نشده است، جنس دیگری از خبرنگاری داشت. همراه با نزدیک به ۲۵ خبرنگار و عکاس، در تور رسانه‌ای سخنگوی قوه قضائیه شرکت کردیم؛ تور رسانه‌ای دو روزه که مقصدش بندرعباس و میناب بود برنامه‌ی این سفر، از نشست‌های تخصصی رژیم حقوقی تنگه هرمز در دل تنگه هرمز تا بازدید از گلزار شهدای دانش‌آموز میناب امتداد داشت.

وقتی خبر شرکت در این سفر را گرفتم کنجکاو خبرهایی بودم که از حوادث اخیر بندرعباس و میناب می‌رسید.

برای منِ خبرنگار، مهم بود که این دو روز، چیزی بیش از خبر و آمار ثبت کند؛ می‌خواستم ببینم مردم جنوب کشورم که آماج حمله قرار گرفته‌اند، چه حالی دارند. آنچه در ادامه می‌خوانید، گزارشی میدانی از متن و حاشیه سفر دو روزه به هرمزگان است؛ روایتی از بررسی حقوقی خسارات جنگی در آب‌های خلیج فارس تا ثبت اسناد جنایت در مدارس و شیلات این استان.

۲ روز نخست، آفتابِ سوزان اسکله صیادی

صبح زود روز اول، پس از فرود در فرودگاه بندرعباس، اولین مقصد میدانی کاروان، اسکله صیادی پشت شهر بود؛ جایی که ارتش تروریستی آمریکا قلب اقتصادی صیادان منطقه را هدف قرار داده بود.

سیدعلی کاظمی، سخنگوی قوه قضائیه، در همان پارکینگ اسکله و در جمع خبرنگاران گفت: اینجا خودتان به عینه دیدید که در اثر حمله‌ای که شده و در آن به هیچ وجه اصول حاکم بر منازعات و مخاصمات مسلحانه، اصل تفکیک، اصل تناسب و اصل احتیاط رعایت نشده، آن چیزی که ممر درآمد شهروندان عزیز ما بوده، آسیب دیده است. او آمار را هم مستند اعلام کرد: ۴۲۰ قایق صیادی و ۳۴۰ شناور تجاری آسیب دیده‌اند، حدود ۷۰ لنج و ۳۵۰ قایق در میان آنان، ۱۲ نفر به شهادت رسیده و ۷ نفر مجروح شده‌اند.

.

کاظمی افزود: صیادان عزیزی که اینجا حضور دارند، بعضاً همین یک قایق را داشتند و با همان یک قایق زندگی می‌کردند و اکنون به مشکلات عدیده‌ای برخورد کرده‌اند؛ البته دولت پیگیر این است که رفع این مسائل انجام شود. او همچنین از نزدیک به ۳۰۰ مورد کارشناسی انجام‌شده توسط مرکز وکلا و کارشناسان قوه قضائیه خبر داد که به‌صورت رایگان برای ثبت و مستندسازی خسارت‌ها صورت گرفته است.

محمد آشوری‌تازیانی، استاندار هرمزگان، هم در ادامه گزارشی داد: ما دقیقاً ۲۰۳ روز در معرض جنگ بودیم و به تعبیر نظامیان منطقه، جنگ رمضان و جنگ هرمز را تجربه کردیم.

او اعلام کرد ۴٫۵ همت خسارت به بخش صیادی و زیرساخت‌های هرمزگان وارد شده است؛ ۳٫۵ همت به حوزه صیادی و بیش از یک همت به زیرساخت‌های بندری. از مجموع ۶۰ هزار نفر جامعه صیادی استان، ۵۰ هزار نفر در معرض مخاطرات مستقیم و غیرمستقیم قرار گرفته‌اند.

با وجود این حجم از تلفات و خسارت، استاندار تأکید داشت: طرح‌های توسعه‌ای متوقف نشده و در همین شرایط جنگی، ۷۶۷ طرح و پروژه با اعتباری بالغ بر ۹۲ همت در استان افتتاح شد.

بر عرشه کشتی در تنگه هرمز؛ نشست خبری میان آسمان و دریا

از اسکله، راهی دریا شدیم. سوار بر شناور، وارد تنگه هرمز شدیم و در نزدیکی جزیره هرمز توقف کردیم. از دور، شناورهایی در افق دیده می‌شدند که در نگاه نخست، ذهن هر خبرنگاری را به سمت همان اخبار تکراری می‌برد؛ نفتکش‌هایی که به‌خاطر جنگ در تنگه هرمز متوقف شده‌اند؛ اما مسئولان محلی توضیح دادند که اینها لنج‌های صیادی و تجاری خودمان هستند که به‌خاطر طوفان و شرایط نامساعد جوی، به سمت ساحل آمده‌اند تا در امان بمانند.

قوه قضائیه , مدرسه شجره طیبه میناب ,

با این حال، خودِ حضور در قلب تنگه هرمز، احساس خاصی ایجاد می‌کرد. به‌جرئت می‌گویم حتی یک خبرنگار در آن جمع، ترسی نداشت که چه اتفاقی می‌افتد؛ چون اینجا آب‌های سرزمینی ایران است. از خود سخنگوی قوه قضائیه تا مقامات استان و خبرنگاران، همه با روحیه و شاداب در این حضور شرکت داشتند. هر موجی که به بدنه شناور می‌خورد، یادآور این حقیقت بود که ما در آبراهه‌ای هستیم که امروز، خبرنگارانش آزادانه در میانه آن نشسته‌اند.

نکته خاص و کم‌نظیر سفر، برگزاری نشست خبری «رژیم حقوقی تنگه هرمز» بود؛ نه در سالن کنفرانس، بلکه در میانه تنگه و درداخل کشتی، با حضور مقامات کشوری و استانی.

کاظمی در همان نشست اظهار کرد: قوه قضائیه در تعامل با مجلس شورای اسلامی درباره «طرح مدیریت راهبردی تنگه هرمز» جلساتی با مرکز خدمات حقوقی بین‌المللی ریاست‌جمهوری، دفتر توافقات بین‌المللی ریاست‌جمهوری، پژوهشگاه قوه قضائیه و معاونت حقوقی و امور مجلس این قوه برگزار کرده است.

قوه قضائیه , مدرسه شجره طیبه میناب ,

وی با تأکید بر موضع رسمی جمهوری اسلامی گفت: دیدگاه جمهوری اسلامی ایران این است که اعمال حاکمیت و مدیریت بر تنگه هرمز، حق مسلم کشورمان است و باید محقق شود.

کاظمی درباره جزئیات طرح توضیح داد که بر اساس آن، طبیعتاً باید براساس تعرفه‌های مصوب، بهای خدمات پرداخت شود و در صورت ورود خسارت به محیط‌زیست نیز این خسارات باید جبران گردد. درباره روند طولانی تصویب هم اظهار کرد: بخشی از این موضوع با کشور عمان مرتبط است؛ لذا ضرورت دارد توافقات بین‌المللی لازم حاصل شود. وزارت امور خارجه پیگیر این موضوع است و ظاهراً به توافقات اصولی نیز دست یافته است.

سخنگوی قوه قضائیه در جمع‌بندی افزود: پیام این برنامه، پیام اقتدار، آرامش و امنیت بود و هدف از برگزاری آن این بود که نشان داده شود رژیم حقوقی جدیدی در تنگه هرمز حاکم شده که جمهوری اسلامی ایران آن را با قاطعیت اعمال می‌کند. برخلاف فضاسازی‌ها، جمهوری اسلامی کنترل و مدیریت این منطقه را در اختیار دارد.

بازارِ زنده بندرعباس؛ جایی که جنگ اجازه نفوذ پیدا نکرد

غروب روز اول، وقتی برنامه‌های رسمی پایان یافته بود، من شخصاً کنجکاو بودم وضعیت شهر و روحیه مردم را از نزدیک ببینم؛ شهری که در جریان حملات به تنگه هرمز و بندرعباس، آماج بمباران‌های متعدد بوده است. راهی بازار شدم.

آنچه دیدم، از هر گزارش رسمی گویاتر بود: بازار بندرعباس فعال و پرجنب‌وجوش، با حضور همه اقشار مردم محلی. زنان با برقع‌های رنگارنگ، ماهی‌فروشان با صدای بلند، مغازه‌داران، کودکانی که بین حجره‌ها می‌دویدند و مشتریانی که چانه‌زنی می‌کردند. انگار نه‌انگار که در فضای جنگی قرار داریم. روحیه مردم عالی بود؛ برای فهمیدن این روحیه، کافی است یک سری به سطح شهر و مردم بزنی.

در میان آن هیاهو، فکر می‌کردم؛ مردم اینجا نه در پناهگاه‌ها زندگی می‌کنند و نه در ترس. بلکه در دلِ روزمرگی خود جاری‌اند؛ هیئت‌های خبرنگاری از جاهای مختلف دنیا که به اینجا آمدند، دیدند که مردم احساس جنگ ندارند و در آرامش هستند. شاید همین مقاومتِ بی‌ادعا، دقیق‌ترین پاسخ به تمام تهدیدات باشد.

روز دوم؛ مدرسه «شجره طیبه» و سکوتی که فریاد می‌زد

روز دوم اما، دیگر خبری از خروش دریا نبود. صبح زود راهی میناب شدیم؛ به مدرسه‌ «شجره طیبه»  که امروز همه مردم دنیا با اسم آشنا هستند.

.

قوه قضائیه , مدرسه شجره طیبه میناب ,

اول مهر بود؛ روزی که باید زنگ مدرسه با خنده و همهمه کیف‌های نو در حیاط طنین‌انداز می‌شد. زنگ مدرسه به صدا درآمد، اما با غیبت ۱۶۸ دانش‌آموز و معلم مینابی؛ کودکانی ۷ تا ۱۲ ساله که بی‌دفاع، زیر آوار موشک به خاک و خون کشیده شدند. سخنگوی قوه قضاییه زنگ آغاز سال تحصیلی را به صدا آورد، اما این بار، سکوت جای خنده کودکان را پر کرده بود.

قوه قضائیه , مدرسه شجره طیبه میناب ,

یک‌یک به کلاس‌ها سر زدیم. نیمکت‌های شکسته، دیوارهایی که دیگر وجود ندارند، سقف‌هایی که آسمان از میان میل‌گردهای کج‌شان پیدا بود. کلاس‌هایی که هنوز کیف پاره‌پاره و مدادهای نیمه‌تراشیده‌شان روی زمین مانده بود؛ وسایلی که صاحبان‌شان هرگز بازنگشتند. کسی در آن سکوت حرفی نمی‌زد؛ فشار بغض، کلمات را قورت می‌داد. واقعاً نمی‌شود این صحنه‌ها را توصیف کرد که چرا بچه‌های مدرسه ابتدایی میناب، بی‌دفاع این‌طور به خاک و خون کشیده شوند. این تصاویر، دل هر ایرانی را آزرده می‌کند.

در مزار شهدای دانش آموزان مینابی با علیرضا پارسافر، دانش‌آموز بازمانده این حمله هم‌صحبت شدم. او برایم تعریف کرد: روز حادثه من مدرسه بودم. ما چند نفر هستیم؛ بعضی وقت‌ها بابای من یا بابای دوستم به دنبالمان می‌آمد. آن روز بابای یکی از دوستانم دنبالمان آمد. ما را صدا زد و من رفتم دمِ درِ مدرسه. همان لحظه اولین موشک را زدند. موج انفجار هفت هشت متر من را پرت کرد.

.

ادامه روایتش، سخت‌تر از آغازش بود: آوار بزرگی روی پای چپم افتاده بود. بابای دوستم آوار را از روی پایم برداشت و گفت: تو همین‌جا باش، من برمی‌گردم. رفت دنبال بچه‌های خودش، ولی هر دو بچه‌اش شهید شدند. کمی بعد پدر خودم آمد و من را برد بیمارستان.» پدری که برای نجات فرزند دیگری، دو فرزندش را از دست داد؛ روایتی که کوتاه بود، اما سنگین‌تر از هر آمار و گزارش رسمی.

کاظمی پیش‌تر در نشست خبری گلزار شهدا گفته بود: کودکان قربانی این جنایت هیچ اطلاعی از جنگ و سلاح نداشتند و خانواده‌های آنان امروز با جای خالی فرزندانشان زندگی می‌کنند. امروز در اینجا با جای خالی کودکانی مواجه هستیم که تا چندی پیش صدای خنده و شادی آنها در خانه و مدرسه طنین‌انداز بود.

در گلزار شهدا؛ تاماهاک کنار قبور کوچک، و دادخواهی‌ای که تازه آغاز شده

بعد از مدرسه، به گلزار شهدای میناب رفتیم؛ جایی که سخنگوی قوه قضائیه قرار بود نشست خبری خود را برگزار کند. از قبل، همه خانواده شهدا آنجا جمع شده بودند. نیمکت‌هایی تعبیه کرده بودند و دانش‌آموزان مینابی با لباس مدرسه، درست کنار قبور شهدای دانش‌آموز، نشسته بودند؛ صحنه‌ای عجیب و تلخ؛ جوان‌ترین فهرست مهمانان یک نشست خبری، هم‌سن‌وسال همان‌هایی بودند که دیگر برنمی‌گردند.

در این مراسم، دو نمایشگاه کوچک برپا شده بود که بقایای تسلیحاتی را به نمایش گذاشته بود؛ قطعاتی از دو فروند موشک «تاماهاک» آمریکایی که عامل شهادت ۱۶۸ دانش‌آموز بی‌گناه در مدرسه شجره طیبه بود، و بقایای موشک کروز آمریکایی عامل جنایت حمله به مراسم عروسی «کوهستک».

با نمایش این بقایا در محل شهادت دانش‌آموزان، ابعاد غیرقابل‌انکار این فاجعه پیش روی افکار عمومی قرار گرفت؛ سندی دیگر بر پرونده جنایاتی که در آن جشن عروسی، ده‌ها انسان بی‌گناه به خاک و خون کشیده شد. دیدن فلز سرد و متلاشی‌شده موشک، کنار قبرهای کوچک بچه‌ها، توصیف‌ناپذیرترین تصویر سفر بود.

.

 

.

کاظمی در نشست خبری، درباره مسیر قضایی پرونده توضیح داد: از همان لحظات نخست، دادگستری استان هرمزگان در محل حادثه حضور یافته و پرونده‌ای منسجم تشکیل شده است. کیفرخواست پرونده جنایت مدرسه شجره طیبه صادر و به دادگاه انقلاب تهران ارسال شده و به‌گفته او، رسیدگی در دادگاه کیفری نیز به‌زودی آغاز خواهد شد.

در کنار پرونده کیفری، پرونده‌ای حقوقی در شعبه ۵۵ دادگاه تهران برای مطالبه خسارت‌ها تشکیل شده و با تصمیم دادگاه، ۱۴ نفر از کارشناسان خبره در حوزه‌های مختلف برای بررسی دقیق‌تر موضوع حضور یافته‌اند.

سخنگوی قوه قضائیه همچنین از صدور سندی تاریخی از سوی سازمان ملل متحد خبر داد که نشان می‌دهد محل حادثه منطقه‌ای آموزشی بوده، نه نظامی، و موضوع اصابت اشتباهی مطرح نبوده است.

او افزود: این سند مسیر انکار، دروغ‌پراکنی و فشارهای رسانه‌ای را که درصدد بودند مسئولیت این جنایت را نپذیرند، مسدود می‌کند. کاظمی همچنین اعلام کرد در مجموع ۶۱ پرونده درباره حمله به زیرساخت‌ها و مردم هرمزگان تشکیل شده که پرونده‌های مدرسه میناب، حادثه عروسی کوهستک، حمله به پل‌ها و اسکله‌های صیادی را شامل می‌شود.

در همین مراسم، سخنگوی قوه قضائیه به مناسبت آغاز سال تحصیلی، تعدادی کیف و لوازم‌التحریر به دانش‌آموزان اهدا کرد؛ کاری کوچک اما قشنگ، که حداقل نشان می‌داد صدای این کودکان فراموش نمی‌شود. کودکانی که برخی‌شان بازمانده همان جنایت بودند و برخی از مدارس دیگر آمده بودند تا در کنار هم‌سن‌وسالان شهیدشان بنشینند.

.

پایان سفر، آغاز دادخواهی؛ آنچه از جنوب با خود می‌بریم

دو روز تمام شد؛ دو روزی که در آن، از میان خروش آب‌های تنگه هرمز و سکوت سنگین کلاس‌های بی‌دانش‌آموز عبور کردیم. از عرشه کشتی که می‌رفتیم تا برایمان بگویند اعمال حاکمیت بر این آبراهه، حق مسلم ایران است، و از گلزار شهدا که می‌رفتیم تا ببینیم بهای همین حق، با جان‌های بسیاری ازجمله ۱۶۸ کودک پرداخت شده است.

بندرعباس و میناب، دو چهره از یک حقیقت بودند؛ حقیقتی که می‌گوید این مردم، هم می‌توانند در میانه تهدید، بر آب‌های سرزمینی‌شان اقتدار نشان دهند، و هم در دلِ بازار و کوچه، زندگی را متوقف نکنند؛ اما هیچ‌گاه داغ از دست‌دادن کودکان‌شان را به فراموشی نسپارند و از دادخواهی آن، دست نکشند.

کاظمی در پایان نشست گلزار شهدا گفته بود: در قوه قضائیه پیگیر تک‌تک خون‌های به ناحق ریخته‌شده هستیم؛ برای تک‌تک شهدا، آسیب‌دیدگان، زیرساخت‌هایی که از بین رفته و زیان‌هایی که وارد شده، پرونده تشکیل شده یا در حال تشکیل است.

جنوب را نه با آمارها، که با جراحت‌هایش به یاد می‌آوریم. ما با کوله‌باری از فیلم و عکس و یادداشت برگشتیم، اما سنگین‌تر از همه، بارِ مظلومیتی بود که در چشم‌های مردم ساحل‌نشین موج می‌زد؛ از پیکر بی‌جان قایق‌های رزق‌وروزی صیادان گرفته تا روایت تکان‌دهنده‌ی پسربچه‌ای که پرتگاه مرگ را تا فاصله هشت متری تجربه کرد و نیمکت‌هایی که شهدای خردسال میناب بر آن‌ها جا ماندند. 

تنگه هرمز آرام است، اما این آرامش به معنای فراموشی نیست. ثبتِ جزئیات این سفر، نخستین گام برای کشاندنِ عاملانِ واقعه به میزِ محاکمه‌ای است که وجدان بیدار جهان و اسناد متقنِ حقوقی، قاضی آن خواهند بود.

انتهای پیام/