رئیسجمهور و دیگر مقامهای آمریکایی در نبود هیچگونه راه خروجی از جنگ علیه ایران در افق پیش روی واشنگتن، در حال بازی با واژگان و دادن وعدههای توخالی برای فرار از مسئولیت جنایتهای ارتکابی هستند.
در حالی که تجاوز نظامی آمریکا علیه ایران با نقض تفاهم پیش میرود، دونالد رئیسجمهور آمریکا همچنان اصرار دارد که این یک جنگ نیست، اما مسئله فقط بازی با واژگان نیست.
به گزارش گاردین، رئیسجمهور آمریکا در سال ۲۰۲۴ به جمعیتی در ایالت پنسیلوانیا وعده داد: من شما را برای جنگیدن و کشته شدن در جنگهای احمقانه و بیپایان خارجی اعزام نخواهم کرد؛ با وجود این، جنگ علیه ایران در جریان است، هرچند مقامهای آمریکایی تلاش کنند تا بگویند که این جنگ نیست.
برای مثال، جیدی ونس، معاون ترامپ اوایل همین ماه در پاسخ به این پرسش که آیا جنگ علیه ایران ممکن است تا پیش از انتخابات میاندورهای ماه نوامبر پایان یابد، به خبرنگاران گفت: من آن را جنگ نمینامم؛ در حال حاضر هیچگونه تبادل آتش فعالی در جریان نیست.
این در حالی است که بمبارانهای فعال و قابلتوجهی علیه ایران صورت گرفته است؛ اوایل همین ماه، حمله موشکی آمریکا به یک مراسم عروسی در یک خانه شخصی در جنوب ایران اصابت کرد و دستکم ۴ نفر، ازجمله یک کودک ۴ ساله و یک نوجوان ۱۶ساله، را به کام مرگ فرستاد.
این آمار در مقایسه با کشتار ماه مارس که در آن یک موشک هدایتشونده دقیق آمریکایی به مدرسهای ابتدایی در ایران اصابت کرد و ۱۵۰ نفر، ازجمله ۱۲۰ کودک را قتلعام کرد، به نسبت محدود به نظر میرسد؛ با وجود این، رویداد مورد نظر همچنان چیزی است که باید در دسته جنایتهای جنگی احتمالی طبقهبندی شود.
دولت ترامپ نهتنها همچنان اصرار دارد که این یک جنگ واقعی نیست، بلکه بهشدت مدعی است که هیچ جنایت واقعیای نیز در حال وقوع نیست؛ معاون رئیسجمهور هم تاکید دارد که در مواجهه با گزارشهای مربوط به مرگ غیرنظامیان، نباید به آنچه با چشم میبینید یا با گوش میشنوید، اعتماد کنید.
با وجود اینکه یک کارشناس تسلیحات و تحلیل تصویری نیویورکتایمز تایید کردهاند بمبی که به مراسم عروسی در یک منطقه مسکونی اصابت کرده، آمریکایی بوده است، ونس گمان میکند که شاید کل ماجرا ساختهوپرداخته عدهای آدمهای سبزهروی غیرقابلاعتماد باشد.
ونس در همان نشست خبری و در اشاره به کشتار در مراسم عروسی سیریک گفت: من بهشدت نسبت به این موضوع تردید دارم.
اگر این جنگ نیست، پس چیست؟ یک درگیری جزئی؟ زنجیرهای بیپایان از عملیاتهای ویژه نظامی؟ یا یک گندکاری بسیار خونین؟ خودِ ترامپ بارها آن را جنگ نامیده است؛ برای مثال، چهارشنبه گذشته گفت: جنگ بلافاصله پس از انتخابات تمام خواهد شد؛ با وجود این، وی برای پیچیدهتر کردن ماجرا، بهتازگی به صورت تلویحی با ونس همنظر شد که این یک جنگ تمامعیار نیست.
ترامپ ماه گذشته گفت: من اسمش را درگیری نظامی میگذارم، چون برای ما مسئله ناچیزی (سیبزمینی کوچک) است.
البته اینها سیبزمینیهای بسیار گرانی هستند: همین ماجرایی که جنگ نامیده نمیشود، تاکنون دهها میلیارد دلار هزینه روی دست آمریکا گذاشته است؛ اقتصاددان ارشد موسسه مودیز آنالیتیکس Moody’s Analytics، برآورد کرده که این ماجرا برای هر خانوار آمریکایی بهطور متوسط هزار و ۲۰۰ دلار هزینه داشته است و البته هزینه انسانی آن هم مطرح است: هزاران جانی که از دست رفتهاند.
اینکه چه نامی بر این تجاوز نظامی گذاشته شود، صرفا بحثی بر سر واژهها نیست، بلکه اهمیت بسیاری دارد، ازجمله به این دلیل که قانون اساسی آمریکا بهصراحت میگوید رئیسجمهور نمیتواند خودسرانه و براساس هوس، جنگی رسمی را آغاز کند؛ فقط کنگره اختیار اعلام جنگ را دارد.
- بیشتر بخوانید:
- گزارش اینترسپت از آسیب آمریکا و رژیم صهیونیستی به محیط زیست ایران؛ نقض قواعد بینالمللی به مثابه جنایت جنگی
- کودکان زیر آتش موشک؛ حمله به لامرد و اصول فراموششده حقوق بینالملل
ترامپ نخستین رئیسجمهور آمریکا نیست که بدون مراجعه به کنگره برای دریافت مجوز رسمی، دست به اقدام نظامی گسترده میزند؛ هری ترومن درگیری کره را اقدام پلیسی نامید تا کنگره را دور بزند و روسای جمهور پس از وی نیز به ترفندهای لفظی مشابهی متوسل شدهاند، اما همانطور که فردریک لوگوال، مورخ و کارشناس روابط خارجی، تصریح کرد: نکته عجیب و قابلتوجه درباره ترامپ در شرایط کنونی این است که او حتی زحمت مشورت با کنگره را هم به خود نداده است، چه رسد به اینکه بخواهد تایید کنگره را بگیرد.
به عبارت دیگر، ترامپ مانند یک دیکتاتور رفتار میکند؛ البته باید اذعان کرد که ترامپ آشکارا اعلام کرده است که از الگوی رفتاری ترومن (Truman Playbook) پیروی میکند؛ ترامپ در ماه مارس در یک ضیافت شام برای جمعآوری کمکهای مالی گفت: من از واژه جنگ استفاده نمیکنم، چون میگویند اگر از کلمه جنگ استفاده کنی، شاید کار درستی نباشد؛ آنها از کلمه جنگ خوششان نمیآید، چون در آن صورت باید تاییدیه گرفت؛ بنابراین، من از عبارت عملیات نظامی استفاده میکنم که در واقع ماهیت ماجرا هم همین است؛ این یک نابودی کامل نظامی است.
پرهیز از اعلام رسمی جنگ ممکن است به دولت آمریکا کمک کند تا برخی از تعهدات دوران جنگ در قبال نیروهای نظامی و خانوادههایشان را دور بزند؛ همسر نظامی نیروی هوایی آمریکا کشتهشده در تجاوز نظامی علیه ایران در ماه مارس، بهتازگی اعلام کرد که به دلیل اینکه آمریکا از نظر فنی در وضعیت جنگی قرار ندارد، برخی مزایا به او تعلق نمیگیرد.
وی گفت: نیروی هوایی به من گفت که چون ما بهصورت رسمی اعلام جنگ نکردهایم، من و فرزندانم واجد شرایط دریافت برخی مزایا نیستیم؛ بنابراین، نهتنها همسرم در جنگی کشته شد که هرگز نمیخواست در آن شرکت کند، بلکه اکنون مزایایی که برایمان باقی مانده نیز تحت تاثیر بازی با واژگان و برداشتهای عمومی تعیین میشود.
پس از فراگیر شدن این پست در فضای مجازی، به نظر میرسد دولت آمریکا برای حلوفصل ماجرا وارد عمل شده است؛ شاید دولت آمریکا بتواند مشکل مزایای همسر نظامی کشتهشده را حل کند، اما جبران خسارتهای اقتصادی و سیاسی ناشی از این وضعیتِ شبهجنگ برایشان دشوار خواهد بود.
محبوبیت ترامپ بهشدت در حال کاهش است و بیشتر آمریکاییها از این درگیریِ کماهمیت که ۶ ماه به طول انجامیده و زندگی روزمره را پرخطرتر و پرهزینهتر کرده، به ستوه آمدهاند؛ براساس برآورد هفته گذشته دانشگاه براون، این درگیری ۱۰۰ میلیارد دلار هزینه اضافی بابت انرژی بر دوش آمریکاییها گذاشته است؛ هزینهای که هر ۲ دقیقه یکمیلیون دلار افزایش مییابد؛ در همین هفته، قیمت نفت نیز برای نخستین بار از ماه جولای، از مرز ۱۰۰ دلار در هر بشکه فراتر رفت.
در عین حال، در نبود هیچگونه راه خروجی در افق، به نظر میرسد ترامپ دیگر گزینهای پیش رو ندارد و تنها وعدههای توخالی برایش باقی مانده است؛ رئیسجمهور اصرار دارد که قیمت انرژی بلافاصله پس از انتخابات سقوط خواهد کرد و در نشانهای از استیصال کامل، وعده داده است که اگر جمهوریخواهان در ماه نوامبر کنترل هر ۲ مجلس کنگره را حفظ کنند، به هر بزرگسال آمریکایی ۵ هزار دلار پرداخت خواهد کرد.
دولت آمریکا میتواند هر نامی که میخواهد بر این جنگ بگذارد، اما نسلهای آینده آن را بهعنوان اقدامی فاجعهبار ناشی از غرور و تکبر توصیف خواهند کرد.
انتهای پیام/






