جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران آسیبهای زیستمحیطی برجای گذاشته و بر فهرست طولانی جنگهای آمریکا که میراثی سمی بر جای گذاشتهاند، افزوده است.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در ماه مارس کمتر از ۲ هفته پس از آغاز جنگی که خود علیه ایران به راه انداخته بود، اعلام کرد: ما پیروز شدیم؛ وی با ادعای تحمیل خسارتهای گسترده به ایران، وعده داده بود که این درگیری برای منطقه و حتی سراسر جهان صلح به ارمغان خواهد آورد، اما با گذشت بیش از ۶ ماه هنوز خبری از اعلام صلح جهانی نیست.
به گزارش اینترسپت، ارتش آمریکا که بار دیگر در میدان نبرد ناکام مانده، شکستی تازه در زنجیرهای طولانی از پیروزیهای بیمعنی مانند پیروزی بر کشور کوچک و کماهمیت گرانادا، بنبستها مانند جنگ بیپایان سومالی و شکستها مانند درگیریها در ویتنام، لائوس و کامبوج، میدان نبرد را به نفع آنچه «روز سرنوشتساز اقتصادی» خوانده میشود، ترک کرده است؛ طرحی که تاکنون چیزی فراتر از لافزنی و هیاهوی توخالی به نظر نمیرسد.
دیگر اهداف اعلامشده ترامپ برای جنگ علیه ایران مانند تسلیم بیقیدوشرط ایران و تصاحب زیرساختهای نفتی آن کشور نیز به حاشیه رفته و محقق نشدهاند؛ در نهایت، به نظر میرسد دستاوردهای عمده جنگ ترامپ محدود شده است به صدها تلفات آمریکایی که پنتاگون کوشیده است اهمیت آنها را کم جلوه داده و پنهان کند و هزاران غیرنظامی جانباخته ایرانی که پنتاگون تمایلی به اشاره یا تحقیق درباره آنها ندارد، ازجمله یک خانواده ۸ نفره که ۵ عضو آن کودک بودند و یکی از آنها نوزادی ۲۰ روزه بود.
آنطور که اشلی گیت در مطلب خود برای تامدیسپچ (TomDispatch) نوشت، آمار تلفات غیرنظامی ایران، شاید فقط بخش کوچکی از تلفات واقعی باشد؛ ابعاد کلی این ویرانی زیستمحیطی تازه در حال آشکار شدن است و اگر تاریخ را ملاک قرار گیرد، پیامدهای زیستمحیطی این جنگ ممکن است تا مدتها در آینده ادامه یابد.
میراث سمی جنگهای آمریکا
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، چندی پیش ضمن دادن هشدار درباره افزایش آسیبهای زیستمحیطی ناشی از جنگ آمریکا، توجهها را به آلودگیهای نفتی در خلیج فارس جلب کرد که امواج دریا آنها را به سواحل ایران میرسانند؛ وی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: این رویداد فقط یک نمونه آشکار از آلودگیهای گسترده چه عیان و چه پنهان است که کیفیت آبهای خلیج فارس و دریای عمان را تنزل داده است؛ چه کسی مسئولیت جبران این خسارتها را بر عهده دارد؟ آیا کشورهایی که انرژی ارزانقیمتِ صادرشده از منطقه ما را مصرف میکنند مسئول هستند، یا شرکتهای بیمه کشتیرانی و یا متجاوزان و شرکایشان که خلیج فارس و دریای عمان را به عرصهای برای عملیات نظامی و آزمایش تسلیحات بسیار مخرب تبدیل کردهاند؟
جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران علاوه بر گرفتن جان و مجروح کردن غیرنظامیان، موجب تخریب محیط زیست نیز شده است؛ براساس گزارش دیدبان درگیری و محیط زیست (Conflict and Environment Observatory)، تا ماه مارس، حملهها منجر به بیش از ۳۰۰ مورد آسیب احتمالی به محیط زیست شده بودند؛ این مواجهه با مواد سمی، نهتنها قربانیان کنونی جنگ، بلکه نسلهای آینده را نیز که باید با پیامدهای ثانویه آن دستوپنجه نرم کنند، تهدید میکند.
شرکتهای بزرگ ماهوارهای تجاری، به درخواست دولت آمریکا، انتشار دادههای مربوط به غرب آسیا را محدود یا با تاخیر همراه کردهاند؛ این قطع دسترسی به تصاویر ماهوارهای که احتمالا با هدف پنهان کردن ابعاد واقعی خسارتهای وارده به تاسیسات نظامی آمریکا در سراسر منطقه صورت گرفته، کار کسانی را که تخریبهای زیستمحیطیِ همراه با این درگیری از زمان آغاز آن در ماه فوریه را رصد میکنند، نیز مختل کرده است.
با وجود دادههای محدود، دیدبان درگیری و محیط زیست به این نتیجه رسیده است که هدف قرار گرفتن برخی تاسیسات ازجمله زیرساختهای نفتی و تاسیسات آب شیرینکن از نظر زیستمحیطی پرخطر محسوب میشود.
براساس پژوهش موسسه اقلیم و جامعه (Climate and Community Institute)، حملههای آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران در ۱۴ روز نخست جنگ، حدود ۵ میلیون تن گازهای گلخانهای منتشر کرد؛ به عبارت دیگر، این حملهها در ۲ هفته تقریبا به اندازه کل انتشار کربن کشور ایسلند در طول یک سال، گاز کربن تولید کرد؛ با تداوم جنگ، حمله به زیرساختهای نفتی، تاسیسات هستهای و همچنین زیرساختهای غیرنظامی ازجمله نیروگاههای برق و تاسیسات آبشیرینکن نیز بهطور فزایندهای افزایش یافت.
تهدیدهای زیستمحیطی که این اهداف ایجاد میکنند، بسیار زیاد است؛ کارخانههای آبشیرینکن آسیبدیده، منابع آب غیرنظامی را به خطر میاندازند و محیطهای زمینی و دریایی اطراف را با مواد شیمیایی مضر مانند اسید سولفوریک پر میکنند؛ زیرساختهای بمبارانشده، خیابانهای شهری را با آوار و گرد و غبار آلوده به آزبست پر میکنند و خطر بیماریهای تنفسی و سرطان را در بین جمعیتهای در معرض خطر افزایش میدهند.
تاسیسات تسلیحاتی آسیبدیده، مناطق اطراف را با مواد منفجره، سوختهای مایع بسیار سمی و فلزات سنگین آلوده میکنند و هدف قرار دادن تاسیسات هستهای، خطر قرار گرفتن در معرض تشعشعات یا بدتر از آن، یک فاجعه هستهای کنترلنشده، مانند ذوب شدن راکتور را به همراه دارد.
زیرساختهای سوخت فسیلی نیز هدف نظامی در تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران بوده است؛ حملههای رژیم صهیونیستی به بیش از ۲۴ انبار نفت ایران در اوایل ماه مارس، پایتخت تهران را در ابری از دود سمی فرو برد که کربن سیاه و اسید سولفوریک را بر سر ۹ میلیون نفر از ساکنان این شهر بارید.
حملههای انجام شده به نفتکشها و دیگر کشتیهای تجاری، نفت را شسته و سوخت را به آبراههای بیشماری ریخته است.
- بیشتر بخوانید:
- آثار منفی ناوگان نظامی آمریکا بر اکوسیستم خلیج فارس؛ نقض تعهدهای بینالمللی و حقوق بشر
- بررسی حقوقی الگوی هدفمند تخریب محیط زیست در تجاوز نظامی آمریکا علیه ایران
آمریکا سابقه طولانی در شروع جنگهایی دارد که زخمهای عمیق زیستمحیطی بر جای میگذارند و برای دههها، نیروهای آمریکایی با قرار گرفتن در معرض مواد سمی، ازجمله مواد برگزدا مانند عامل نارنجی، علفکشی که آمریکا در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ در سراسر آسیای جنوب شرقی اسپری کرد، دود ناشی از آتشسوزی انبارهای نفتی که در طول جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ چشمانداز داخل و اطراف عراق را پر کرده بود و گودالهای آتشسوزی پایگاههای نظامی جنگهای ابدی پس از ۱۱ سپتامبر، هزینه آن را پرداختهاند.
قانون PACT مصوب سال ۲۰۲۲، دسترسی به مراقبتهای بهداشتی را برای میلیونها کهنه سربازی که از نیمه دوم قرن بیستم تا به امروز خدمت کردهاند و اکنون از طیف وسیعی از بیماریهای مرتبط با چنین مواجهههایی در دوران جنگ، ازجمله سرطان، بیماری مزمن انسدادی ریه و مشکلات تولید مثلی که احتمالا ناشی از خدمت نظامی آنها بوده یا تشدید شده است، رنج میبرند، گسترش داد.
مشکلات سلامتی در بین کهنهسربازهای آمریکایی اغلب منعکسکننده مشکلات جوامع محلی در مناطق جنگی است، زیرا آنها در معرض همان مواد سمی قرار دارند؛ همزمان با بازگشت نیروهای آمریکایی از عراق که با نرخ بالاتری از بیماریهایی نظیر سرطانهای دستگاه ادراری و خون همراه بود، پزشکان در شهر فلوجه عراق نیز از افزایش ناهنجاریهای مادرزادی و سقط جنین در میان جمعیت محلی خبر دادند.
جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، بحرانهای زیستمحیطی جاری در غرب آسیا را ازجمله خشکسالی ۵ ساله ناشی از کمبود بارش در سالهای متمادی و مرتبط با تغییرات اقلیمیِ انسانساخت، تشدید کرد؛ همچنین صخرههای مرجانیِ شکننده و جنگلهای حرا در خلیج فارس، سالهاست که از افزایش دمای آب، تردد فشرده کشتیها و آلودگیهای صنعتیِ رو به رشد آسیب دیدهاند.
اکوسیستمهای خلیج فارس همچنان آثار نشت نفت ناشی از درگیریهای نظامی آمریکا و عراق در جریان جنگ خلیج فارس (سال ۱۹۹۱) را بر تن دارند؛ اکنون براساس پژوهشی تازه از دانشکده علوم دریایی دانشگاه فلوریدای جنوبی، میزان نشت نفت در خلیج فارس از زمان آغاز جنگ بهشدت افزایش یافته، بهطوری که وسعت مناطق آلوده به نفت در مارس ۲۰۲۶ تقریبا ۴ برابر وسعت آن در سال پیش از آن بوده است.
اگرچه هنوز برای برآورد ابعاد کامل آسیبهای زیستمحیطی ناشی از درگیریهای جاری زود است، اما آلایندههای سمی معلق در هوا، خاک آلوده به فلزات سنگین و آبراههای آغشته به نفت، تا دهههای متمادی حیات را تهدید خواهند کرد.
همانطور که یک بررسی تحقیقی نتیجه گیری کرد، موثرترین راه برای محدود کردن سمیت فلزات سنگین ناشی از جنگ، بمباران نکردن شهرهاست؛ در حالی که مردم کره زمین در عصری زندگی میکنند که تهدید زیرساختهای غیرنظامی توسط نخستوزیران و رؤسای جمهور مطرح شده و دستور داده میشود، نمیتوان غیرقانونی بودن این حملهها و پیامدهای زیستمحیطی وخیم آنها را نادیده گرفت.
کمیته بینالمللی صلیب سرخ که برای پاسداری از قوانین جنگ تلاش میکند بارها تاکید کرده است که محیط زیست خود یک موضوع غیرنظامی (دارایی غیرنظامی) محسوب میشود و باید مورد حفاظت قرار گیرد؛ براساس اساسنامه رُم مصوب ۱۹۹۸ که منجر به تاسیس دیوان بینالمللی کیفری ICC شد، وارد آوردن آسیبهای زیستمحیطیِ شدید، گسترده و نامتناسب، جنایت جنگی محسوب میشود.
جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران تاکنون موجب بروز بحران جهانی سوخت شده، محصولات کشاورزی آینده را تهدید کرده و دهها میلیون نفر را در معرض خطر گرسنگی قرار داده و بدین ترتیب، هم این نسل و هم نسلهای آتی را به مخاطره انداخته است؛ این جنگ همچنین غیرنظامیان ایرانی را در معرض دود سمی، بارش کربن سیاه و دیگر خطرات بهداشت عمومی قرار داده است.
اگر مردم بر روی زمینهای آلوده و بیمار زندگی کنند، نمیتوانند سالم باشند؛ حتی پس از آن که آخرین بمب در جنگ علیه ایران فرو افتد، ویرانیهای زیستمحیطی و خطرات بهداشتی، همچنان گریبانگیر نیروهای نظامی آمریکا و ساکنان محلی خواهد بود.
انتهای پیام/








